یادم می آید


به خوابم می آمدی


برایت از دلتنگیهایم میگفتم


از شب بیداری ها


از بغض ها


از کابوس هایم میگفتم


تو کابوس نبودی


اما فکر نبودنت چرا.....


باز تو


باز خواب


در خواب با من تلخی نکن


من به تلخی عادت دارم اما


لطفی کن امشب را استثنا کن....


برایت حرف ها دارم


سالها سکوت ناگفته


اما چشمانت که مجال حرف زدن نمیدهند


اخم نکن


فقط بگذار در خواب سیر نگاهت کنم


افسوس


تلخی کردی


چشمانت را بستی


از خواب پریدم


نه تو  بودی


نه عطر بودنت


نبودت سالهاست موج میزند در نگاهم


سالهاست از این خواب میگذرد


رفتی


هم از چشمانم


هم از خواب هایم...