نه اینکه زانو زده باشم
نه!
تنهاییت کمی سنگین است...
به زحمت سر پا ایستاده ام اما
چشمانم این حرفا را نمیفهمند...
کارشان شده باریدن خاطرات نا تمام!!
فکر کنم
به خاطرات تو حساسیت دارم
همین که در ذهنم می پیچی
از چشمم
اشک می آید...
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 18:25 توسط مهتاب
|
You bring me up when I'm feeling down