حرفت قبول، لایق خوبی نبوده‌ام
وقتی بدم، موافق خوبی نبوده‌ام
عذرای پاک دامن اشعار آبی‌ام
من را ببخش، وامق خوبی نبوده‌ام
فهمیدی این که خنده ی تلخم تصنعی است؟
اَلحَق که من منافق خوبی نبوده‌ام !
هر چه نگاه می‌کنم این روزها به خویش
جز شانه‌های هق هق ِخوبی نبوده‌ام
این بادها به کهنگی‌ام طعنه می‌زنند
من بادبان قایق خوبی نبوده‌ام
من هیچ وقت شاعر خوبی نمی‌شوم !
من هیچ وقت خالق خوبی نبوده‌ام !
فهمیدم این که فلسفه‌ی من شکستن است
هرگز دچار منطق خوبی نبوده‌ام
حرفت قبول، هرچه که گفتی قبول، آه
اما نگو که عاشق خوبی نبوده‌ام!

_ امیر مرزبان _