نمی دونم ….
از این زنــدگی ِ خالی/منو ببــر به اون سالی…
که تــو اسممو پرسیدی/به روزی که منـــو دیدی
_
به پله های خاموشی/که با مــن رو به رو میشی
یه جور زل بزن انگاری/نمیشه چشم برداری
_
منـو بـبر به دنیامو !/به اون دستا که میخـوام و…
به اون شبا که خندونم ../که تقدیرو نمیــدونـم…
_
از این اشکی که می لرزه/منو ببر به اون لحظه…..
به اون ترانه ی شــادی !/که تو یاد ِ من افتادی !
_
به احساسی که درگیره/به حرفی که نفســگـیـره
از این دنیا که بی ذوقه/منو ببر به اون موقع
به اون موقع….
-
از این دوری ِ طولانی/منو ببر به دورانی
که هر لحظه تــو اونجایی/زیر ِ بارون ِ تنهایی
که تــو اسممو پرسیدی/به روزی که منـــو دیدی
_
به پله های خاموشی/که با مــن رو به رو میشی
یه جور زل بزن انگاری/نمیشه چشم برداری
_
منـو بـبر به دنیامو !/به اون دستا که میخـوام و…
به اون شبا که خندونم ../که تقدیرو نمیــدونـم…
_
از این اشکی که می لرزه/منو ببر به اون لحظه…..
به اون ترانه ی شــادی !/که تو یاد ِ من افتادی !
_
به احساسی که درگیره/به حرفی که نفســگـیـره
از این دنیا که بی ذوقه/منو ببر به اون موقع
به اون موقع….
-
از این دوری ِ طولانی/منو ببر به دورانی
که هر لحظه تــو اونجایی/زیر ِ بارون ِ تنهایی
منو ببر به اون حالت /همون حرفا./همون ساعت
به اندوه غروبی که/ به دلشوره ی خوبی که
تو چشمام خیره می مونن/به من چیزی بفهمونی....
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 9:55 توسط مهتاب
|
You bring me up when I'm feeling down